نشانه‌هاى نگارشى

1. نام و شکل علامت: نقطه (.)
وظیفه: درنگ کامل
موارد کاربرد:
یک. در پایان جمله‌هاى کامل خبرى یا انشایى. جمله‌هاى خبرى حاوى سؤال نیز همین‌گونه‌اند
دو. پس از پایان‌یافتن پی‌نوشت‌هاى ارجاعى یا تفصیلى.
سه. پس از نشانه‌هاى اختصارى. مثال: دکتر ر.
چهار. پس از شماره ردیف رقمى یا حرفى. مثال: 1.
نکته: در میان جمله‌هاى مرکّب، هرگز نباید نقطه را به‌عنوان نشانه مکث کامل نهاد.


2. نام و شکل علامت: بند، ویرگول، کاما (،)
وظیفه: درنگ کوتاه
موارد کاربرد:
یک. میان جمله‌هاى پایه و پیرو.
دو. قبل و بعد از بدل، اگر بدل در میان جمله باشد.
سه. بین همه واحدهاى هم اِسناد: در همه چیز به پدرش همانند بود: سخن گفتنش، سکوتش، راه پیمودنش، نورى که از چشمانش فرا مى تابید، ...
چهار. براى ساده‌سازى فهم جمله.
پنج. بین بخش‌هاى مختلفِ نشانى اشخاص و اماکن; و میان اجزاى پس از نام مأخذ در نشانى مآخذ: «بهاءالدّین خرّمشاهى: «حافظ نامه»، ج 1، شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1366، ص 52.»
شش. بعد از فعل وصفى.


3. نام و شکل علامت: نقطه بند، نقطه ویرگول (;)
وظیفه : درنگ متوسّط
موارد کاربرد:
یک. جداکردن بخش‌هاى مستقلّ یک جمله طولانى.
دو. پس از مناداى ادامه دار: «اى خدا; اى یار محرومان!»


4. نام و شکل علامت: دو نقطه، نشان تفسیر (:)
وظیفه: توضیح و تفسیر
موارد کاربرد:
یک. قبل از نقل قول مستقیم.
دو. میان نام نویسنده و مأخذ در پی‌نوشت ارجاعى.
سه. میان کلمه و معنى آن در پانوشت.


5. نام و شکل علامت: نشانه پرسش، پرسش‌نما (؟)
وظیفه: پرسش
موارد کاربرد:
یک. در پایان جمله‌هاى پرسشى.
دو. براى نشان‌دادن تردید: «سیّد جمال‌الدّین حسینى در اسدآبادِ همدان (افغانستان؟) زاده شد.»


7. نام و شکل علامت: نشان عاطفه، علامت خطاب، نشانه تعجّب (!)
وظیفه: نمایاندن عاطفه
موارد کاربرد:
یک. در پایان جمله‌هاى عاطفى براى نمایاندن عواطفى مثل دعا، نفرین، آرزو، تحسین، تعجّب و تأسّف.
دو. پس از منادا، هنگامى که ندا در همان جا پایان پذیرد: «بنشین محمد!»


8. نام و شکل علامت: دو کمان، پرانتز، کمانک ( )
وظیفه: توضیح
موارد کاربرد:
یک. بیان سال ولادت و وفات: مثال: علاّمه مجلسى (1037 ـ 1111)
دو. آوردن معادل یک کلمه یا اصطلاح در درون متن.
سه. نشان‌دادن طرز تلفّظ کلمه و آوانگارى، به‌ویژه در کتب لغت: مثال: «سنا (سَ نا): روشنایى»


9. نام و شکل علامت: قلاّب، دو قلاّب، کروشه ([])
وظیفه: افزایش
موارد کاربرد:
یک. افزایش کلمه یا عبارتى به متن اصلى: مثال:«آیا آن کس که زشتى کردارش براى او آراسته شده و آن را زیبا مى بیند مانند مؤمن نیکوکار است؟»
دو. ذکر دستورهاى اجرایى در فیلم‌نامه یا نمایش‌نامه: مثال:«على در حالى که لبخند مى زند: ...»


10. نام و شکل علامت: خط فاصله، نیم‌خط، پیوست‌نما، تیره ( ـ )
وظیفه: پیوند
موارد کاربرد:
یک. قبل و بعد از جمله معترضه.
دو. پیش از نقل‌قول مستقیم در مکالمه یا داستان.
سه. جداکردن ارقام از یکدیگر.


11. نام و شکل علامت: سه نقطه، نشانه تعلیق (...)
وظیفه: تعلیق
موارد کاربرد:
یک. به‌جاى یک یا چند کلمه حذف‌شده.
نکته: اگر این علامت در پایان جمله باشد، نقطه اصلى آخر جمله نباید فراموش شود.
دو. به جاى بخش‌هایى از متن در خلاصه نویسى.
سه. نشان‌دادن مکث در نمایش‌نامه، فیلم‌نامه و داستان.

/ 0 نظر / 10 بازدید