عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند

خاک ایران یک‌سر از دکتر پر است/ هرکه دکتر نیست نانش آجر است
ملک ایران سرزمین دکتران/ این‌قدر دکتر نباشد در جهان
شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دکتر/ عابران هر خیابان دکترند
هم وزیران هم مدیران دکترند/ بیشتر از نصف ایران دکترند
هرکه پُستی دارد اینجا دکتر است/ دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است
هرکه رد شد از در دانشکده/ یا گرفته دکتری، یا دکتر است
شاعر تیتراژهامان دکتر است/ مجری اخبار سیما دکتر است
در جهانی که پر است از نابغه/ دکتری چندان ندارد سابقه
بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری/ سرزمین ماست مهد دکتری
خط‌مان وقتی شبیه میخ بود/ ای‌بسا دکتر در آن تاریخ بود
این‌همه آدم که در عالم نبود/ آدمی کم بود و دکتر کم نبود
گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش/ دکتری دارند مُلّا و خَرَش
شاعران از رودکی تا عنصری/ بی‌گمان دارند هریک دکتری
عشق با دکتر نظامی قصه‌گو/ عشق با دکتر سنایی رازجو
عارف شوریده دکتر مولوی/ نام پایان‌نامه او مثنوی
حافظ و سعدی و خواجو دکترند/ سروقدان لب جو دکترند
وحشی و اهلی و غیره دکترند/ تاجر و دهقان و کاسب دکترند
بحث‌های جعل مدرک نان‌بُری‌ست/ بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست
عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند/ عده‌‌ای مشغول دکتر‌بازی‌اند

/ 1 نظر / 28 بازدید
بخرش

دل خوش سیری چند؟ ای کاش من هم یک دکتر بودم!!![خجالت]