فهرست واژگان انگلیسی با ریشه فارسی

سکه و واحد وزن ایرانی و افغانی. ریشه شناسی: عباس + ی (پسوند فارسی). مربوط به شاه عباس اول (مرگ ۱۰۰۷).(البته خود کلمه عباس کلمه‌ای عربی است) Abbasi سازنده یا فروشندهٔ مشروب. ریشه شناسی:آب(فارسی باستان pi-) +کار (از فارسی میانه) Abkar ریشه شناسی: "Abkari" ساختن یا فروختن مشروبات سکر آور. Abkari ریشه شناسی: شاید از «اسپند» فارسی.شراب الکلی از مخلوط شراب با افسنطین. Absinthe ریشه شناسی: فارسی. کارت بازی ایرانی مانند پوکر و با همان استدلال. Ace ریشه شناسی: یونانی شدهٔ نام فارسی باستان «هخامنشی». Achaemenid ریشه شناسی: فارسی «آچار».در هند قسمتی از غذا که ترشی یا چاشنی است. (البته آچار کلمه‌ای ترکی و به معنای کلید یا بازکننده‌است) Achar ریشه شناسی: عربی«عفریت»، شاید از فارسی"afraid" ساخته شده باشد. در اساطیر عرب هیولایی قوی و اهریمنی بود. Afreet واژهٔ افغان با پسوند فارسی –ستان. درکل به معنای"جایگاه افغان هاً. Afghanistan فارسی «اهریمن»، روح پلید در آیین زرتشتی. Ahriman ریشه شناسی: فارسی«آهو»، از فارسی میانه "ahuk". بزکوهی و غزال. Ahu واژه شناسی:چینی«a-hong»، از فارسی «آخوند» (الهی شناس و واعظ). Ahung فارسی باستان «Ahura mazdā»، در آیین زرتشتی خدا را گویند و به معنای«خدای خرد». Ahura Mazda ریشه شناسی: هندی"akhundzada"، از فارسی«آخوندزاده».در هندی لقبی برای بزرگ زادگان. Akhundzada از نام«خوارزمی»، دانشمند ایرانی.(در باره فارسی بودن کلمه خوارزم بحث‌های فراوانی وجود دارد) Algorithm از عربی«الکاکنج» (: گیاه عروسک پشت پرده)، از فارسی«کاکنج»(kakunaj). Alkenkengi ریشه شناسی:هندی و فارسی«امان»، از عربی«امانة» با پسوند فارسی«-ی». Amani صورت کهن اهریمن. Angra Mainyu ریشه شناسی: لاتین متاخر، از یونانی "angareia"، از فارسی ""angaros (پیک شاهی). در قانون مدنی رومی: خدمات اجباری حکومت، فرمانروا، یا کلیسا. Angaria ریشه شناسی: انگلیسی میانهangel، از فرانسوی باستان angele، از لاتین متاخرangelus، از یونانی angelos (در ترجمهٔ واژهٔ عبری mal'kh«فرشته»)، احتمالاً با ریشهٔ ایرانی؛ angaros یونانی از پیک شاهی ایرانی (هخامنشی)؛ شاید همریشه با سنسکریت angirasبه معنای نخستین گروه پرتوهای آفریدهٔ ایزدی. روان‌های ماوراءالطبیعه در الهیات ایرانی، یهودی، مسیحی و اسلامی که عموماً با بال مجسم می‌شوند و فرستادگان خدا، واسطه‌های ایزدی و نگهبانان مخصوص فرد یا ملت هستند. Angel ریشه شناسی: فارسی باستان"apadana"، به معنای کاخ. از apa پیوسته +dana محوطه. Apadana الزاماً نباید ریشهٔ فارسی داشته باشد اگرچه نخستین بار در کتیبه‌های هخامنشی نام "Armina" ثبت شده. Armenia از «زرنیگ»(zarnig). Arsenic ازفارسی باستان "Arya"، سرزمین و مردم آریا= ایران، ایرانی. Arya ازفارسی باستان "Aryanam"، سرزمین و مردم آریا = ایران. Aryan ریشه شناسی: فارسیaza (مصطکی) + لاتین foetida. صمغ خوردنی مانند آدامس از گیاه ایرانی و هند شرقی از خانوادهٔ آنقوزه.با بو و مزهٔ قوی، و در گیاهپزشکی در داروی ضد تشنج به کار می‌رود. Asafetida روح شیطانی، شاهزادهٔ دیوان، از لاتین Asmodaeus، از یونانی Asmodaios، از عبری تلمودی Ashmeday، از اوستایی Aesh-ma-daeva به معنای «Aeshma ی فریبنده». Asmodeus این واژه از «حشاشین»(پیروان حسن صباح) آمده. Assassin از فارسی «بادنجان» که خود این واژه نیز ممکن است از سنسکریت آمده باشد. Aubergine ریشه شناسی: عربی «عمل» + دار (پسوند فارسی). تحصیلدار در هند. Aumildar به زیر بنگرید. Avesta ریشه شناسی: اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان(فارسی میانه Avastik) + an انگلیسی. Avestan  ریشه شناسی: لاتین نو، از فارسی «آزاد درخت»، درخت آزاده و اصیل. Azadirachta  ریشه شناسی: فرانسوی azédarac، از فارسی «آزاد درخت»، درخت آزاده و اصیل. Azedarach  از فارسی«آشیانه». Azha  از لاتین میانه azura، از فارسی «لاجورد». Azure(Color)  ریشه شناسی: از فارسی «پاپوش». Babouche یشه شناسی: فارسی گیاه «بابُل»، همریشه با سنسکریت babbula، babbla(درخت صمغ عربی). این درخت احتمالاً بومی سودان است اما از شمال آفریقا تا آسیا و هند گسترده شده. Babul ریشه شناسی: فرانسوی badiane، از فارسی گیاه «بادیان». Badian از فارسی میانه «بغداد»Bhagadad به معنای "هدیهٔ خداً. Baghdad ریشه شناسی: فارسی «بختیار» Bakhtyr، شاید از «بخت یار» به معنای «خوشبخت». عضوی از مردم بختیاری. Bakhtiar از فارسی «بخشش» از فعل «بخشیدن».در انگلیسی به معنای انعام. Baksheesh ریشه شناسی: شاید از هندی، از فارسی «بالاً(از فارسی میانه) + هندی gaht»گذشتن". فلات برفراز کوه‌ها. Balaghat ریشه شناسی: فارسی «بلوچ»، «بلوچی». از اقوام هندوایرانی که در ناحیهٔ بلوچستان زندگی می‌کنند. Baluchi ریشه شناسی: ناحیه‌ای در آسیای غربی، از فارسی «بلوچستان».قالیچه‌ای با رنگ‌های تیره که توسط چادرنشینان بلوچی و سیستانی بافته می‌شود. Baluchistan فرماندار کرواسی، از صربو-کرواتی.«ارباب، فرماندار، حکمران»، از فارسی «بان». Ban (title) ممکن است ازفارسی«خانه» یا «برج و بارو» باشد. Barbican ریشه شناسی: فارسی«بَرسم»، از فارسی میانه bursam، از اوستایی barsman.چوبی مقدس در آیین زرتشتی. Barsom ریشه شناسی: هندی bas، از فارسی «بس» به معنای «کافی و اندازه». Bas از فارسی «بازار»، از فارسی میانه bahâ-zâr به معنای «جای قیمت». Bazaar ریشه شناسی: هندی bazigar، از فارسی«بازیگر». برای نامیدن چادرنشینان دوره گرد مسلمان در هند به کار می‌رود. Bazigar ریشه شناسی: فرانسوی میانه bedegard، از فارسی «باداورد».نوعی گیاه. Bedeguar ریشه شناسی: هندی begaar، از فارسی «بیکار». Begar بنگرید به بالا. Begari ریشه شناسی: فرانسوی، شاید از ایتالیایی پنبه bambagia، از لاتین میانه bambac-،bambax، از یونانی میانه bambak-،bambax، احتمالاً از واژه‌ای ترکی که اکنون پنبه pamuk می‌خوانند و احتمالاً با منشا فارسی «پنبه». پارچه ساخته شده با پنبه با رنگ قهوه‌ای مایل به زرد خاکستری. این واژه شاید هم از cam byses گرفته شده باشد (یونانی byssos لباس فاخر، bysses یا byses به نخ درجه یک می‌گفتند که لباس شاهزادگان پارسی بود.) فارسی «کمبوجیه»، بابلی kam buzi، نام شاه ایران که به لباسش تعمیم داده شده. Beige ریشه شناسی: فرانسوی، از عربی «بَلیلَج»، از فارسی گیاه «بلیله». میوه‌ای از خانوادهٔ بادام هندی. Belleric ریشه شناسی: از فارسی «بَلَم»، قایق هشت نفره. Bellum ریشه شناسی: هندی benaam، از فارسی «به نام»+ «-ی». Benami از «پادزهز».که بیشتر در پزشکی و رنگسازی شرقی کاربرد دارد. Bezoar ریشه شناسی: از فارسی«بهشتی».در هند: حمل کنندهٔ مخصوص آب برای خانه یا هنگ. Bheesty ریشه شناسی: هندی bhumidar، از «بوم» زمین(از سنسکریت و ایرانی Bumi و فارسی باستان Bum) +«دار»(پسوند فارسی). در هند: زمیندار بزرگ. Bhumidar ریشه شناسی: هندی bibi، از فارسی. Bibi  ریشه شناسی: هندی beldar، از فارسی «بیل دار».در کاربرد حفار و حفرکننده. Bildar ریشه شناسی: هندی و اردو biryaan، از فارسی «بِریان». غذایی هندی مخلوطی از:گوشت یا ماهی، سبزیجات، برنج همراه با زعفران و زردچوبه. Biryani ریشه شناسی: هندی babarchi، از فارسی «باورچی» آشپز مرد. Bobachee ریشه شناسی:از فرانسوی میانه bombace، از لاتین میانه bombac-، از لاتین bombyc-، ابریشم و کرم ابریشم، از یونانی bombyk-، ابریشم و جامهٔ ابریشمین؛ احتمالاً از ریشهٔ فارسی «پنبه». Bombast ریشه شناسی: از فارسی «بوره».sodium borate. Borax ترکی bostanci، به معنای باغبان.از bostan از فارسی «بوستان»:«بو» عطر +«ستان» جایگاه. شغلی درباری در باغ‌های سلطنتی عثمانی. Bostanji ریشه شناسی: شاید از فارسی فلز«برنج». Bronze ریشه شناسی: از فارسی «بادنجان»، احتمالاً از سنسکریت vaatingana. Brinjal ریشه شناسی: هندی bakhsis، از فارسی «بخشش». Buckshee ریشه شناسی: فارسی «بد معاش»، «بد»(از فارسی میانه vat) + معاش(عربی).در هند به شخص بد سیرت و هرزه گویند. Budmash ریشه شناسی: فارسی «بخشی»(بخشنده).در هند: مامور پرداخت. Bukshi ریشه شناسی: از ریشهٔ ایرانی و گرفته شده از عربی. فارسی «بلبل». Bulbul ریشه شناسی: هندی band، از فارسی «بند». درهند: سدی برای جلوگیری از نفوذ آب. Bund ریشه شناسی: هندی bandar، از فارسی «بندر». قایق ساحلی در خاور دور. Bunder Boat ریشه شناسی: هندی band-o-bast، از فارسی «بند و بست». در هند: مرتب یا تصویه کردن جزییات. Bundobust ریشه شناسی: روسی، احتمالاً از buryi «قهوه‌ای تیره»(اسب). احتمالاً از ریشهٔ ترکی burقرمز روباهی؛ این واژه احتمالاً از فارسی گرفته شده «بور» (قهوه‌ای مایل به سرخ). Burka ریشه شناسی: هندی barqandz، از فارسی «برق انداز». «برق» (عربی) + «انداز». نیروهای مسلح یا پلیس هند در سده ۱۸ و ۱۹ میلادی. Burkundaz از فارسی «بز کشی». Buzkashi ریشه شناسی: روسی kaftan، از ترکی، از فارسی «خفتان».ردایی نظامی، تا قوزک پا و آستین‌های بسیار بلند و پرشده از پنبه یا ابریشم و یراق کمربندی رایج در سده‌های میانی اسلام. Caftan احتمالاً از فارسی «خربزه». Calabash ریشه شناسی: از فارسی «قلیان». Calean ریشه شناسی: فارسی «قلندر»، از عربی، از فارسی kalandar(کلندر؟) انسان ژولیده، یکی از فرقه‌های صوفیه که درویشانه زندگی می‌کردند. Calender ریشه شناسی: انگلیسی میانه، از فرانسوی میانه camocas یا لاتین میانه camoca، از عربی «کمخاً، از فارسی»کَمخاً پارچه‌ای منقش از ابریشم یا موی شتر. Camaca فارسی باستان Kabujia. فارسی «کمبوجیه».نام کشور کامبوج بنگرید به Kamboh. Cambodia از عربی «قندی»، از فارسی «قند». Candy از عربی«قرافه»، «پاشیدن»، از فارسی «قرابه». Carafe ریشه شناسی: ایتالیایی caravana، carovana، از فارسی«کاروان». Caravan ریشه شناسی: فارسی "کاروانسراً. Caravansary ریشه شناسی: فرانسوی میانهcarcasse، از فرانسوی باستان carcois، شاید از carquois، carquais به معنای ترکش، از تغییر tarquais، از لاتین میانه tarcasius، از عربی «ترکَش»، از فارسی «ترکش».از تیر (از فارسی باستان tigra «نوک تیز») + -کش (از «کشیدن»، از اوستایی karsh-). Carcass ریشه شناسی: هندی kaarkun، از فارسی «کارکُن».در هند: دفتر دار، منشی. Carcoon ریشه شناسی: از سنسکریت karsa، واحدی در وزن طلا و نقره، همریشه با فارسی باستان karsha-، واحد پولی ایران هخامنشی. Cash ریشه شناسی: فرانسوی میانه casaque، از فارسی «کژاکند»(قزاگند). «کژ»(کج) ابریشم کم بها + «آگند»(از آکندن: پر کردن).لباسی که درون آنرا با ابریشم و پنبه پر می‌کردند. Cassock از فرانسوی caviar، از ایتالیایی یا ترکی وارد انگلیسی شده، از فارسی "چاو-دار" به معنی "تکه ای از قدرت". به دلیل اینکه ایرانیان باستان کاملااز خواص مفید و نیروبخش آن آگاه بوده اند.[۱]

/ 1 نظر / 100 بازدید
نرگس

چه خوب! چه خوبى چه خوب! امروز خوب بود با يافتن اين همه شكر يكجا! چه خووووووووووووووووووووووب